X
تبلیغات
خاطرات یک پسر تنها
   
 

.
 

 
 

 
 
 

 
.
 
 

مثل آن مسجد بین راهی تنهایم
هر کس هم که می آید ، مسافر است
می شکند هم نمازش را ، هم دلم را
و می رود . . .

مــــــشکی پـــوش

 
پیشاپیش نوروز مبارک
نويسنده M0ri  تاريخ ارسال یکشنبه 27 اسفند1391 در ساعت 11:37

۱۲ماه گذشت .........

بعضی ها دلشون شکست... بعضی ها دل شکوندن...

خیلی ها عاشق شدن و خیلی ها تنها...

خیلی ها از بینمون رفتن... 

گریه کردیم و خندیدیم... 

زندگی برخلاف آرزوهایمان گذشت ...

چند روز مانده...فقط چند روز از همه اون خاطره ها... 

پیشاپیش نوروز مبارک. با آرزوی سالی پر از موفقیت...

امضاء : M0ri - موری وان

 
.:: ::.
 
چی بگم.....
نويسنده M0ri  تاريخ ارسال جمعه 18 اسفند1391 در ساعت 2:13

رفت ؟؟!!!

به سلامت...

من خدا نيستم بگويم:

صد بار اگر توبه شکستي بازاي...

آنکه رفت به حرمت انچه با خود برد...

حق بازگشت ندارد...

رفتنش مردانه نبود !

لااقل مرد باشد و برنگردد!

خط زدن بر من پايان من نيست...

آغاز بي لياقتي اوست...

 
.:: ::.
 
عشق و عاشقی کشکه!!
نويسنده M0ri  تاريخ ارسال شنبه 7 بهمن1391 در ساعت 2:59

می بینی رفیق ...
چقدر ساده ...
همین که ... 
پای ِ " نون " وسط می آد ...
دوستت دارم ...
میشه ...
دوستت " ن " دارم ...

پ.ن : این روزا حالم خیلی خوبه! نه دلتنگی ! نه غم ،نه غصه!! فقط حس انتقامم روز به روز داره قویتر میشه!

 
.:: ::.
 
همه چی ام را باختم...
نويسنده M0ri  تاريخ ارسال پنجشنبه 28 دی1391 در ساعت 16:17
آن روز ها گنجشک را رنگ می کردند و جای قناری می فروختن

این روز ها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند

آن روزها مال باخته می شدی

و این روز ها دلباخته . . .


 
.:: ::.
 
ارباب خوبم کربلاتو عشقه
نويسنده M0ri  تاريخ ارسال پنجشنبه 25 آبان1391 در ساعت 18:46


باز هم محرم...باز هم عشق حسین ...باز هم شور سینه زنی......باز هم پیرهن مشکی....

پ.ن: امام حسین با اینکه رو سیاهم ...اما ما همه امیدم تویی....دستمو ول نکن....


91/8/25

 
.:: ::.
 
نمایش
نويسنده M0ri  تاريخ ارسال سه شنبه 16 آبان1391 در ساعت 14:13
این روز هایم به تظاهر میگذرد...

تظاهر به بی تفاوتی...تظاهر به شادی...

تظاهر به بی خیالی...

به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست...

اما...

چه سخت می کاهد از جانم این نمایش !

 
.:: ::.
 
تولدم مبارک!
نويسنده M0ri  تاريخ ارسال سه شنبه 21 شهریور1391 در ساعت 1:12

شب تولد من است و من غم دارم....غم جوانی ام....چقدر زود پیر شدم...

دلم گرفته از این یکسال هایی که چون باد میگذرد.....

تولدم مبارک....

امروز 21 شهریور من 24 ساله شدم!

 
.:: ::.
 
بی خیال...یه روز خوب می یاد
نويسنده M0ri  تاريخ ارسال جمعه 17 شهریور1391 در ساعت 22:48

ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشیم

نه کسی از کنارمون بره حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده..

ماها آدمای بی احساسی نیستیم

ماها بی معرفت و نامردم نیستیم

یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن

که یه سری بــــاورامون و از بین بـــردن!!

 
.:: ::.
 

آخرين مطالب


 
 
 

  .:: کــپي برداري از مـطالــب وبلاگــ يـک پــسر تــنها فــقط بـا قرار دادن منــبع مجاز مي بــاشد